|
می خواهم سفر کنم به سوی تو به شهر تو در دیاری که دیگر غریب نباشم می خواهم پارو بزنم بروم از شهر خویش ... دریایی نیست تو دریای من شو پرواز می کنم تنها می روم که تنهایی تنها نماند از سرزمین چشمها می گریزم که حصار فاصله ها را بشکنم بر دو رنگی خط بطلان بکشم دوست بدارم و عاشق نباشم در پشت میله ها مانده ام زندانم چیست؟؟؟ خیال است یا واقعیت؟؟؟ سرزمین آرزوها کجاست؟؟؟ سرزمین آرزوها کجاست؟؟؟ ...می دانم مسیری نیست ... تو راه من شو شاید برسم....
تهيه شده توسط
110
در تاريخ
جمعه ۱۸ بهمن ۸۷ ساعت ۰۵:۱۹ |
نظرات (3)
|